پژوهش حاضر به منظور پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس فرآیند و محتوای خانواده و نگرش به ازدواج در زوجین متاهل انجام شد. جامعه آماری کلیه زوجین (زن و شوهر) در شهر کرج بودند که با روش نمونه گیری هدفمند 56 زوج (112 نفر) انتخاب شدند. با استفاده از روش پژوهش همبستگی و بوسیله پرسشنامه های فرآیند و محتوای خانواده، نگرش به ازدواج و طلاق عاطفی داده ها جمعآوری و با آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برخی از ابعاد محتوای خانواده (شغل و تحصیلات، زمان با هم بودن، سلامت جسمی و روانی، فضای زندگی) و از ابعاد فرآیند خانواده (تصمیمگیری و حل مساله، مهارت مقابل، انسجام و احترام متقابل، مهارتهای ارتباطی و باورهای مذهبی) و نگرش به ازدواج، سهم معنادار و معکوس در پیش بینی طلاق عاطفی زوجین دارند. (01/0P<). همچنین نتایج نشان داد که بین فرآیند و محتوای کلی خانواده با طلاق عاطفی ( 01/0P< و 43/0=R) و نگرش به ازدواج ( 01/0P< و 49/0-=R) با طلاق عاطفی زوجین رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. بر اساس نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که ابعاد فرآیند و محتوای خانواده و نگرش به ازدواج می توانند بخشی از تغییرات طلاق عاطفی زوجین را پیش بینی کنند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده. 1
فصل اول.. 2
کلیات پژوهش... 2
1-1مقدمه. 3
1-2بیان مسأله. 5
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش... 7
1- 4اهداف پژوهش... 9